زين الدين محمود واصفى

338

بدايع الوقايع ( فارسى )

عبد الرحمن جامى قدس سره السامى ، خوانده مىشد . فقير گفتم : حضرت ملا چه كس « 1 » بزرگوارى عزيزى بوده‌اند ، خوش‌حال كسى كه ديدهء رمد ديدهء او به جمال با كمال آن حضرت منور شده باشد . آيا در ولايت ما كسى كه آن حضرت را ديده است يافت شود « 2 » ؟ پهلوان‌زاده فرمودند : بلى سلطانم ، فقير ايشان را ديده‌ام و ملازمت كرده‌ام . حضرت ملا مرد سبزى بود خشكينه ميانه بالاى ، خالى از ادراكى نبود . اين را كه گفت فغان و غريو « 3 » از اهل مجلس برآمد « 4 » ، از آن وقت ايشان « 5 » مسمى به پهلوان‌زادهء ( 63 b ) خالى از ادراك شده‌اند . فقير گفتم كه : دور نباشد كه پهلوان‌زاده اين سخن را از روى آن گفته باشد ، كه [ مصرع ] : جامى دلشده هم خالى از ادراكى نيست حضرت سلطان خندهء بسيار كردند و فرمودند كه : لا و اللّه ، او را اين مقدار ادراك نيست . بعد از آن آن عالىحضرت سلطنت‌مآبى خلد ملكه سؤال فرمودند كه : ابيات حضرت مخدومى قدس سره به چند رسيده و نقود نفايس ايشان به چه مقدار كشيده ؟ مولانا قتيلى فرمودند آنچه مشهور است ابيات آن حضرت از نود هزار درگذشته « 6 » و به صد هزار نرسيده . حضرت سلطنت‌مآبى فرمودند كه : مراد من آن است كه ابيات حضرت مولوى ، كه به اعتبار آن « 7 » آن حضرت « 8 » از [ ساير ] شعراى ماتقدم و ماتأخر مستثنى و ممتازند ، چه مقدار باشد « 9 » . مولانا قتيلى به صمت و سكوت اقبال نمود و زبان به تكلم نگشود .

--> ( 1 ) - فقط در A و C ( 2 ) - P : هيچ‌كسى پيدا شود كه آن حضرت را ديده باشد ( 3 ) - فقط در A و C ( 4 ) - ديگر نسخ : برخواست ( 5 ) - A : ايشان را ( 6 ) - A ، C : گذشته ( 7 ) - اين كلمه در A و C نيست ( 8 ) - B 2 : به اعتبار آن ابيات حضرت ( 9 ) - T : مراديم اولدور كيم حضرت مولوى تينك ابياتلارى كيم آنينك اعتبارى برله ساير شعراى ماتقدم و ماتأخر مستثنى و ممتاز دورلار نه مقدار بار اير كان